
توسعه بازی بسیار جذاب و سودآور شده است و بسیاری از شرکت ها تمایل دارند تجارت خود را در آنجا شروع کنند. با این حال، در طول یک منبع سود امیدوار کننده، این یک محیط بسیار رقابتی است. برای موفقیت در بازار بازی، یک شرکت به یک شرکت پایدار و بسیار حرفه ای نیاز دارد برون سپاری بازی استودیویی که با آخرین روند توسعه بازی همراه است.
یکی از راه حل های مناسب برای ایجاد یک تیم سازنده بازی موثر، استخدام یک استودیو برون سپاری است.
در این مقاله، در مورد خدمات طراحی بازی جالب صحبت خواهیم کرد - برخی از آنها اساس فعالیت های برون سپاری هستند و برخی موارد نادر اما جالب هستند.
طراحی بازی هنر مفهومی
توسعهدهندگان بازی مدتهاست که درک کردهاند که درآمدزایی محصول مستقیماً با هنر مفهومی مرتبط است. بنابراین برای این کار حرفه جداگانه ای در نظر گرفته شد. به هر حال، تقاضا برای متخصصان و خدمات طراحی بازی هر روز در حال افزایش است.
کانسپت آرت خلق مفهوم، سبک، ویژگی ها و ظاهر کلی بازی است که در مرحله اول توسعه قرار دارد. اکثر شرکت های سازنده بازی فقط مهارت های فنی دارند و نمی توانند تمام ایده های بصری دیوانه وار را به طور کامل پیاده سازی کنند. و بدون هنر مفهومی، غیرممکن است که یک داستان، یک فلسفه کلی یا یک اکوسیستم برای بازی ایجاد شود. در پروژه های بزرگ، هنرمند مفهومی دنیای آینده را ترسیم می کند و شخصیت ها بر اساس سبک ایجاد شده توسعه می یابند.
بنابراین، بخش برون سپاری بسیار مشغول کار در راستای طراحی بازی های هنری مفهومی است و یکی از حوزه های اصلی اکثر هنرمندان طراحی بازی است.
خدمات طراحی بازی GUI
حتی در خارج از صنعت بازی، طراحی نقش بسیار زیادی در زندگی انسان ایفا می کند: بیشتر اطلاعاتی که ما از محیط از طریق ادراک بصری و طراحی جذاب، رنگ های هماهنگ هماهنگ و اشکال مطابقت دریافت می کنیم، می توانند به کیفیت کلی زندگی کمک کنند.
هر بازی، حتی ساده ترین بازی، دارای یک رابط است. میتواند مینیمالیستی، انتزاعی، هماهنگ با طراحی محیط باشد یا با یک HUD سنتی با مقیاس سلامت و مقدار انرژی یا منابع نشان داده شود. هر چه که باشد، هر رابط طراحی شده است تا در درجه اول به یک هدف خدمت کند: انتقال واضح و سریع برخی از اطلاعات به بازیکن.
به اندازه کافی عجیب، ایجاد UI/UX برای یک هنرمند یا طراح بی تجربه فرآیندی طولانی و طاقت فرسا است. دلیل این امر بررسی طولانی برای اشکالات، بازخورد و بهینه سازی است. بنابراین، این جنبه از توسعه اغلب برون سپاری می شود. بنابراین، یک طراح بازی UI/UX از یک استودیوی برون سپاری یک نجات دهنده واقعی برای توسعه دهندگانی است که در این جنبه بازی گیر کرده اند.
تعادل بازی
تعادل یکی از سخت ترین، مهم ترین و مسئولیت پذیرترین بخش های کار یک طراح بازی است. به عنوان یک قاعده، توسعه دهندگان بازی را در قالب مجموعه ای از مکانیک ها ارائه می دهند. و اینکه چه احساسات و عواطفی در بازیکن ایجاد خواهد کرد و این مکانیک ها چگونه با یکدیگر تعامل خواهند داشت، تصمیم طراح بازی است. برون سپاری تعادل بازی یک مورد نادر اما جالب است. بیشتر به این فکر نمیکنند که چقدر زمان برای محاسبه و جمعآوری فرمولهای آسیب، تعامل عناصر شخصیت و صداقت یک یا آن قطعه در بازی صرف شده است. معمولاً تعادل بازی برای رفع اشکالات پنهان، مکانیک های نادرست یا نشانگرها برون سپاری می شود.
یک طراح بازی تا حدی به یک آزمایش کننده بتا تبدیل می شود که باید بازی کند، احساس کند و حساب کند. اما ممکن است تعادل چندان جهانی نباشد. برای مثال، برنامهای برای راهاندازی تبلیغات و رویدادها، تعادل جداگانه برای هر گروه از کاربران و غیره نیز اغلب در فهرستهای خدمات برونسپاری طراحی بازی یافت میشود.
خدمات انیمیشن و مدلسازی
انیمیشن و مدل سازی جنبه های بسیار پیچیده اما مهم اکثر بازی ها هستند. طراح بازی بسته به ژانر بازی، مدلهای سه بعدی را در سبکهای مختلف ترسیم، مدلسازی و متحرک میکند و مسئولیت تمامی جنبههای توسعه قواعد و محتوای گیمپلی بازی در حال ایجاد – از زمان پذیرش طرح را بر عهده دارد. سند ارائه محصول نهایی اکثر استودیوهای طراحی بازی های سه بعدی به مدل سازی و انیمیشن مشغول هستند، اما با این وجود، این جهت بسیار مورد تقاضا است.
چالش تبدیل این مفهوم به یک شبکه سه بعدی است که شامل طیف گسترده ای از مهارت ها، تصمیم گیری های هندسی آگاهانه و افزودن تقارن و بافت به مدل ها است.
طراح باید اصول طراحی مفهومی و انیمیشن را به طور کامل درک کند و بتواند شخصیت های بازی را خلق و متحرک کند. متأسفانه، خدمات طراحی بازی مرتبط با مدل سازی و انیمیشن از جمله گران ترین ها در بسیاری از استودیوهای برون سپاری هستند. اما این کاملاً منطقی است زیرا این فرآیند به مهارت در کار با نرم افزارهای مختلف و دانش آناتومی و فیزیک همراه با مهارت های هنری نیاز دارد.
ایجاد Sprites
گرافیک Sprite یکی از قدیمی ترین فناوری ها برای انیمیشن شخصیت ها است. Sprites تصاویری در بازیهای دو بعدی هستند که شخصیتهای بازی، هیولاها، اجسام متحرک و غیره را تشکیل میدهند.
اولین گرافیک اسپرایت به اوایل دهه 80 باز می گردد. اما جالبترین چیز این است که هنوز در ساخت بازیهای دوبعدی محبوب است و گاهی اوقات در بازیهای سهبعدی، زمانی که باید یک شیء دور را متحرک کنید یا انیمیشنی بسازید که توجه بازیکن را جلب نکند. گرافیک Sprite در سه مرحله ایجاد می شود:
- شما نیاز به ایجاد تصاویر برای انیمیشن دارید.
- در مرحله بعد، این تصاویر باید در یک فریم ترکیب شده و انیمیشن از آنها تنظیم شود.
- انیمیشن را روی صفحه قرار دهید.
یافتن استودیوها، تقسیم نمونههای نمونه کار طراحی بازی را به دستهها، سبکها یا ژانرهای مختلف بازی آسان میکند.

اما این بدان معنا نیست که گرافیک اسپرایت یک فناوری ساده و آسان است. Sprites در بازی های مدرن بسیار مورد تقاضا هستند زیرا بازیکنان تغییر کرده اند. تعداد کسانی که دلتنگ گرافیک بازی های دهه 90 هستند زیاد نیست. حتی اگر یک بازی دوبعدی را انجام دهید، یک بازیکن مدرن میخواهد که کیفیت بالایی داشته باشد و اسپرایتها تا حد امکان واقعی باشند. مشکل در همین جاست یک کاراکتر سه بعدی را می توان "پیچان" کرد، از همه طرف مشاهده کرد، چیزی را تغییر داد، تغییر شکل داد و غیره. شما نمی توانید چنین دستکاری هایی را با یک جن انجام دهید.
علیرغم جهت گیری غالب سه بعدی در بازی ها، برخی از استودیوهای طراحی بازی پروژه های دو بعدی عالی ایجاد می کنند که طرفداران خود را در سراسر جهان پیدا می کنند. گرافیک اسپرایت زنده است و قرار نیست موقعیت خود را رها کند. بنابراین هنرمندان طراحی بازی که دارای مهارت های مناسب هستند بسیار ارزشمند هستند.
سخن نهایی
به عنوان یک قاعده، هر چه یک استودیوی طراحی بازی بیشتر در بازار حضور داشته باشد، کیفیت خدمات آن بالاتر است. با این حال، آن استودیوهایی که برای مدت طولانی تری در بازار پایدار بوده اند، تجربه زیادی دارند و می دانند چگونه به مشتریان خود خدمات بهتری ارائه دهند. آنها می توانند به سرعت فرآیندهای توسعه مورد نیاز در یک مورد پروژه معین را درک کنند و بهترین فناوری ها و استراتژی ها را برای رسیدن به موفقیت پروژه سریعتر پیشنهاد کنند. برای اطلاعات دقیق تر، همیشه می توانید بررسی کنید نمونه کار طراحی بازی و تجربه و مهارت های تیم را ببینید.
استدلال دیگر به نفع شرکت های با تجربه این است که آنها می توانند به سرعت متخصصان مناسب برای پروژه را پیدا کنند. علاوه بر این، این شرکت ها می توانند بیش از یک تیم از هنرمندان یا طراحان را داشته باشند و در صورت نیاز آنها را همراه با پروژه وارد کنند.







